به یه نفر میگن زندگی مثل چیه ؟

میگه دایره زندگی مثل مستطیل سه ضلع داره : عشق و محبت .

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يك شمالی و يك تهراني و يك اصفهاني قرار گذاشتند به پيك نيك بروند. - ترك گفت من نان و كتلت ميارم - تهراني گفت من هم نوشابه ميارم - اصفهاني گفت شما ها كه همه چيزو گفتيد پس من هم داداشمو ميارم

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر زنگ مي زنه به دوست دخترش و مي گه: عزيزم من لهجه  دارم؟ دوست دخترش مي گه: بله. ترکه مي گه: پس قطع مي کنم دوباره مي گيرم!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يک نفر ميگه بابام مرده مي پرسن چطور ؟ ميگه ماشين از رو انگشتش رد شده ميگن آخه ماشين از رو انگشت کسی رد بشه که نمي ميره ؟ ميگه آخه انگشتش تو دماغش بوده

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه جايي جشن بوده، غضنفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

به غضنفر ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر را مي فرستند روزنامه بگيره، با يه قلوه سنگ برمي گرده. بهش مي گن : اين چيه؟ ترکه مي گه: به روزنامه فروشه گفتم يه روزنامه بده، گفت : از همون رو يکي بردار!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر ميره خواستگاري بهش ميگن چي شد ميگه فعلا 50 /50است ميگن چرا ميگه منوننم وآقام قبول كرديم ولي اونو ننش وآقاش قبول نكردند

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه شب غضنفر مياد خونه دوتارختخواب ميندازه كه بخوابه همون موقع دوستش مياد خونشون ميگه چرا دوتاجا انداختي غضنفر ميگه ولك دوشبه نخوابيدم

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه تهروني توي کعبه داشته دعا مي کرده ، مي گه : خدايا مرا ببخش ...من به اين ترکا خيلي بد گفتم و براشون جوک ساختم.اين بندگانت خيلي هم فيلم نيستن....در همين موقع ترکه مي زنه پشتش و مي گه : ببخشين داداش ..قبله کدوم طرفه؟

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر تو اتوبوس عاشق يه دختر ميشه پياده شدني شماره اتوبوسو ياداشت ميكنه

 ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر وصيت ميكنه به پسرش ميگه من مردم يك ميليون خرجمكن پسره مبره يك ميليون خر جمع ميكنه

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

از غضنفر که رشته ي دامپزشکي قبول شده بود پرسيدند: رشته ي شما چيه؟ غضنفر اومد کلاس بزاره ،گفت: رشته ي دامپيوتر با گرايش پشم افزار!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

خر لنز آبی ميزنه میره تو جنگل حیوونا چپ چپ نگاش می کنند ميگه هااااااااااا ... چيه آهو نديديد

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر زنگ ميزنه به 118ميگه شماره احمداقا رو دارين ... يارو ميگه نه... تركه ميگه پس بنويس،،،،

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر يك چراغ جادو يدا ميكنه مشغول تميز كردن چراغ ميشه يك دفه غول چراغ جادو مياد بيرون به غضنفر ميه متوني 2 تا ارزو كني بعد غضنفر ميگه يك نوشابه خانوادگي ميخام كه تا اخر عمرم تموم نشه غول چراغ ارزوي غضنفر رو بر اورده ميكنه بعد ميگه خوب ارزوي دومت چيه غضنفر ميگه يكي ديگه از همون نوشابه ها مي خوام

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر مي ره خواستگاري اسم دختره پروانه بوده ولي غضنفر قاط زده بود بهش مي گفته آهو خانم.خلاصه دختر چاي مي ياره غضنفر مي گه دست شما درد نكنه آهو خانم دختره شاكي مي شه مي گه اسم من پروانست . غضنفر مي گه اي بابا فرقي نمي كنه حيوون حيوونه ديگه

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر ميره امامزاده مي بينه يه دختره ميگه خدايا يه شوهر خوب به من بده ، غضنفر خودشو ميندازه بغل دختره ميگه خدايا هل نده

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر ميره مسجد نماز بخونه بعد از نماز كه از مسجد بيرون مياد مي بينه کفشاش نيست مي گه آي بابا من كي رفتم

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

به یه ماره می گن چرا غمگینی؟می گه دو ساله با همسایمون دوستم تازه فهمیدم یه تیکه شیلنگه

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه روز جهانگردي وارد روستايي شد و از يکي از اهالي پرسيد: در اين روستاي شما چه چيز خارق العاده اي وجود داره؟ روستايي گفت: پير مرد 130 ساله اي داريم که در کمال سلامت به سر مي بره. جهانگرد گفت: چه خوب. چه جوري مي شه اين پيرمرد را ديد؟ روستايي گفت: نمي شه. جهانگرد باتعجب پرسيد: چرا؟ روستايي گفت: چون پدرش نميگذاره از خونه بيرون بياد!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

سعيد کوچولو مادرش سرما خورده بودو به علت سرماخوردگي صداش گرفته بود.در همين موقع پدرش از راه رسيد و از او پرسيد: حال مادرت چطوره؟ سعيد گفت: تصويرش بد نيست ولي صدايشس کاملا از کار افتاده !!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه روز غضنفر كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده.

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر از دم در جهنم پا ميشه ميره دم در بهشت ميگه بي زحمت يه کاسه يخ بدين.بهش ميگن :برو بابا! غضنفر ميگه :باشه! ولی فردا نيايين بگين آب جوش ميخوايم ها!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

يه روز غضنفر كلاس رقص ميذاره . بعد از يه ماه ورشكست ميشه. چرا؟ چون به هر كي ميرقصيده شاباش ميداده.

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفرخانواده ي  پولداري داشته بچه شو مي فرسته به کلاس زبان . بعد از سه سال بچه يه کلمه بلد نبوده .دوست پدرش مي گه: بيا بفرستش به خارج از کشور تا اون جا مجبور یبشه انگليسي ياد بگيره. بعد از پنج سال باز نتيجه اي حاصل نشد . دوست پدرش گفت : حتما اون جا هم يه هم وطن به پستش خورده که نمي گذاره انگليسي ياد بگيره . بيا براش يه زن بگير که يه کلمه فارسي بلد نباشه .اين جوري مجبور مي شه انگليسي ياد بگيره. براش يه زن انگليسي مي گيرن و يه ويلا و تمام وسايل ارتباط جمعي فارسي را قطع مي کنن. مادر پسر بعد از چند سال براي پسرش احساس دلتنگي مي کنه و مي ره دم خونه پسرش زنگ خونه رو مي زنه. عروس انگليسي مي آد دم در و تا چشمش به مادر شوهر مي افته : مي گه: سبز علي ...سبز علي مادرت اومده!!!

ZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZZ

غضنفر لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. غضنفر مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم. غضنفر مي گه : مگه من آدمم؟!!!

 

mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

 

 

 غضنفر شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره .عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از غضنفر نميشه. نصفه شب غضنفرخاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ غضنفر  مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!

********************************************

يه روز يه مردي در اصفهان دريه خانه اي را ميزنه و مقدار آب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درستكرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست

*********************************************

يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد . دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد .معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست

*********************************************

روز قيامت مي شه بعد مي رسه به غضنفر خدا مي گه تو كه تو اون دنيا شانس نياوردي اينجا بهشت مي خواي بري يا جهنم غضنفر گوششو مي زاره در بهشت مي بينه سرو صدا نمي ياد بعد گوششو مي زاره در جهنم مي بينه بزنو به كوبه مي گه من ميرم جهنم بعد مي ره تو جهنم 2 دقيقه وايميسته بعد همه چيز تموم مي شه مي ره مي پرسه مي گه آقا چي شد نگهبان مي گه پيام بازرگاني بود.

**********************************************

يك روز نمايشگاه نقاشي خيلي بزرگي بود تمام مردمي كه براي ديدن تابلو ها اومده بودند همشون به يك تابلوي بزرگي خيره شده بودند در تابلو يك اسب زيباي سفيد در يك منظره زيبا ديده ميشد در همين حين غضنفر وارد نمايشگاه شد به سرعت طرف اين تابلو آمد و ديد مردم ميگن عجب اسب قشنگي . غضنفر بر میگرده ميگه عجب گاب گشنگي مردم ميگن اين اسبه گاو نيست بازم غضنفر ميگه گاب گشنگي مردم دستشونو ميبرن رو اسب ميگن بابا اين اسبه غضنفر ميگه من كه اونو نميگم كه دستشو ميبره روي قاب عكس ميگه عجب گاب گشنگي

**********************************************

غضنفر سوار تاكسي ميشه آخر مسير به راننده ميگه :حاج آقا كرايه ي ما چند شدس؟يارو ميگه 50 تومن اصفهانيه ميگه :چه خبرس اولا كه 40 تومن بيشتر نمي شد بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم حالا اين 20 تومنو بيگر يارو ميشمره مي شمره ميبينه 10 تومنه....

**********************************************

غضنفر ميميره شب اول قبر 62 تا فرشته ميان بالا سرش دو تا از فرشته ها سوال ميكردن 60 تاي ديگه حاليش ميكردن

**********************************************

به يه معتاده ميگن چرانمازنمي خووني ميگه اونجايي كه ميگن اياكنعبدو.....كي حالداره بدوه

**********************************************

يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟!

***********************************************

غضنفر با يه خانم چاق رفيق ميشه بهش ميگه اسمت چيه؟ميگه غنچه. غضنفر ميگه ايلده وا بشي چي ميشي.

***********************************************

يه روز مامان از بچه اش مي پرسه پسرم امروز چند تا 20 گرفتي بچه ميگه يكي مادر ميگه از چه درسي بچه ميگه از رياضي7 از علوم8 از املا 5 ،7+8+5=20

***********************************************

غضنفر با چند بچه سوسول در يک مهماني نشسته بودند، يکي از پسرها مي گه : سگ من را هيچ سگي حريف نيست ترکه ميگه بندازش پيش مموشی من تا ببيني کدومشون قوي ترند. وقتي سگ بزرگ را در اتاق مموشی مي اندازند چند دقيقه بعد لاشه سگ از اتاق بيرون مي افتد پسر ديگر ميگه سگ من اون مموشی ات را درسته قورت مي ده.... سگ دومي هم به سرنوشت سگ اول دچار مي شه. پسر ها مي گن مگه اين مموشی شما چه جوری يه ؟ در اتاق را باز مي کنن و ميبينن که يک سوسمار در اتاق است . به ترکه مي گن : اين که سوسمار است! ترکه مي گه والله ما نمي دونيم اسمش چيه. ما تو ي خونه بهش مي گيم " مموشی"

************************************************

فردي با غضنفر دعوايش شد.مرد در حين دعوا به او گفت : (گو). ترکه از او پرسيد: (گو) يعني چه؟ مرد با کمي ترديد گفت: يعني بزرگ ....يعني قوي ...... ترکه خنديد و گفت : ها اين جوريه؟ پس ما هفت تا داداشيم. يکي از يکي (گو) تر !!!

************************************************

تبليغات اسلامي آمريکا اعلام کرد : جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگذار ميگردد ، مکان مهديه واشنگتن با حضور مداحان ارجمند حاج مايکل جکسن و حاجيه خانم جنیفر لوپز.